تعريفات بسياري براي اين ويروس خطرناك مي توانيم پيدا نماييم ، مي توان ساده ترين تعريف را براي دروغ به اينطور بيان كرد :

دروغ خطاي عمدي بر عليه حقيقت است يا به طور ساده تر ، دروغ كتمان حقيقت است .
تعريف كتابمقدسي دروغ در 1 يوحنا 2 : 21   آمده است : هيچ دروغ از راستي  نيست .  يعني هيچ ناراستي نميتواند از راستي باشد .
به يك معني ديگر يعني :  پشت هر دروغ واقعيتي است ، حقيقتي است كه دروغ گفته مي شود .
اين معاني مي توانند براي دروغ بكار گرفته شوند :
1 –  بيان مطلبي كه عامل ميداند دروغ است ولي براي فريب ، آنرا بكار ميبرد .
2 –  دادن شهادت دروغ براي اثبات عمل فريب .
3 –  بكارگيري اسلحه دروغ براي گريز و فرار از دشمن .
4 –   داستان سرايي دروغين براي نشان دادن اينكه آن فريب درست و صحيح بوده است .

براي ما ايمانداران از بطن كلام خدا ميتوان تعريف و معني بهتري براي دروغ پيدا كرد :

هر وقت كه حرف و كلام ما با كلام خدا موافق نباشد ، آن دروغ است .

به طور قطع در كلام خدا بر عليه آن نوشته شده است :  يوحنا 8 : 44    1 تيمو 1 : 9    مكاشفه 21 : 27    و   22 : 15

دروغ از همان اول در پيدايش شروع شد و در مكاشفه آخرين كتاب كتابمقدس ،  دروغ آخرين گناهي است كه در كلام خدا به آن اشاره شده است و به عنوان آخرين گناه نشان داده شده است مكاشفه 22 : 15 به احتمال قوي براي اين است كه اولين گناه به حساب آمد .   پيدايش 3 : 1 – 5   و   يوحنا 8 : 44
فريب ،  ميوه دروغ مي باشد .
جالب است كه دو باب آخر كتابقدس يعني بابهاي 21 و 22 مكاشفه تاكيد بر دروغگويي و عاقبت آن مي نمايد :
 1 _ مكاشفه 21 : 8  جميع دروغگويان نصيب ايشان در درياچه افروخته به آتش و كبريت خواهد بود .
2 – مكاشفه 21 : 27  كسيكه مرتكب عمل زشت يا دروغ شود هرگز داخل آن نخواهد شد .
3 – مكاشفه 22 : 15  هر كه دروغ را دوست دارد و به عمل آورد بيرون مي باشد .

خدا دروغ و فريب را ناديده نخواهد گذاشت و آنرا به داوري خواهد كشيد .  دروغ نزد خدا مكروه است : امثال 12 : 22
( لبهاي دروغگو نزد خدا.ند مكروه است ، اما عاملان راستي پسنديده او هستند ) .    از 7 نكته مهم بيزاري و نفرت خدا در امثال سليمان
6 : 16 – 19   ، يكي زبان دروغگو مي باشد .
به همين دليل اين پيغام بزرگي براي ايمانداران و تمام كليساها و معلمين و واعظين كليسا مي باشد كه بر عليه دروغ تعليم داده و وعظ كنند .  علت اين امر مهم اين است كه دروغ واقعاً شبيه ويروسي است كه اگر مواظب نباشيم گريبانگير همه مخصوصا ايمانداران خواهد شد .  شايد همه زنا نكنند و قتل نكنند ولي به جرات مي شود گفت كه همه مي توانند به سادگي دروغ بگويند .
مزمور 12 : 2 ( همه به يكديگر دروغ مي گويند ، به لبهاي چاپلوس . دل منافق سخن مي رانند ) .
مي بينيم بعضي از مردان خدا در گير آن بوده اند :
ابراهيم : پيدايش 12 : 12 و 13    20 : 2
اسحق : پيدايش 26 : 7
يعقوب : پيدايش 27 : 24
قابله هاي عبري : خروج 1 : 15 – 19
ميكا : 1 سمو 19 : 14
داود : 1 سمو 20 : 6
بعضي از انبيا :  ارميا 5 : 31
سفيره و حنانيا : اعمال 5 : 1 – 11
 متاسفانه در بعضي از شرايع ديگر مي بينيم از زنا و قتل و دزدي و غيره حرف مي زنند ولي در رابطه با دروغ با آن كنار مي آيند و آنرا به نوعي آرايش مي دهند زيرا آن گريبانگير همه است به عنوان مثال :  دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز !
مردم فكر مي كنند كه دروغ گفتن فقط به گفتار است ، يعني در حرف زدن بنايد دروغ گفت در حالكه دروغ ميوهاي خود همچون : كَلَك زدن ، فريب دادن ، زرنگي كردن  ، كلاه گذاشتن و غيره را دارد .
دروغ از ديد كلام خدا مهم است و براي همين هم در ده فرمان داده شده ،  آمده است :   خروج 20 : 16
 
دروغ از شيطان است زيرا او پدر دروغگويان است اما حقيقت از خداوند است زيرا خداوند حقيقت است و اين حقيقت و حقانيت خداوند  ما عيسي مسيح است كه ما را نجات مي دهد .
جالب است كه دروغ به ظاهر با يك نكاه شايد چيز جزئي و بي ضرر به نظر برسد ولي دروغ مي تواند تاثير بزرگ و عميقي را در زندگي مردم از همه نوع بگذارد :
يكي از اين تاثيرات ،  نادرستي ( تقلب ) و خيانت مي باشد .  امروزه اگر خوب به جامعه و عكس العمل هاي متفاوت آن نگاه كنيم ، متوجه خواهيم شد كه دروغ و ردوغگويي مشكل بزرگي را براي جامعه بوجود آورده است .  ناصداقتي در عالم داد و ستد ، در ملاقات ها در عشق ، در زندگي زناشويي ، در قرارها ، در قرادادها ، در پرونده هاي مهاجرتي ، در بين وكلا ، در بين مقامات عالي و كشوري ، در اخبارها و در سياستها ، همه اينها از اين ويروس دروغ و دروغگويي منشا گرفته و مي گيرد .  نتيجه بعضي از اين دروغ پردازي ها خيانت هاي بزرگ مي باشد .
سئولات زير مي توانند نمونه هايي از تاثير دروغ را نشان دهند :

• آيا تقلب در پرداخت ماليات ميكنيم ؟
• آيا تعريف بي خود از فردي كه كارمان گير اوست مي كنيم ؟
• آيا وقتيكه ما را مي خواهند به همسرمان ميگوييم كه بگويد ما خانه نيستيم ؟
• آيا دروغ مصلحت آميز براي رفع مشكل مي گوييم ؟
• آيا به طلب كاران مي گوييم كه : بله چِك را فرستاده ام در حاليكه نفرستاده ام ؟
• آيا به فلان اداره زنگ مي زنيم كه چرا نامه مرا جواب نمي دهيد در حاليكه آنها جواب داده اند .
• آيا مطلبي را كه شنيده ايم صد تاي ديگر به آن اضافه مي كنيم ؟

حال اينها مثالهاي مختصري هستند و شايد در يك جامعه در صد زيادي از مردم آنها را انجام دهند ، اما ما كه به مسيحي ملقب هستيم  و خود را ايماندار مي دانيم چي؟
دروغ مي تواند همه گير و اعتياد آور باشد حتي براي ايمانداران !  كلام خدا ما را ياد مي دهد كه هر چيزي كه درست نيست پس دروغ است .  كلام خدا به ما ياد مي دهد كه چه چيزي دروغ است و چه چيزي درست و حقيقت .
يكي از تاثيرات مهم در زندگي ايماندار در رابطه با دروغ اين است كه :  ايماندار مقام فرزند خواندگي خود را از مسيح به شيطان با دروغگويي خود مي فروشد .
كلام خدا مي فرمايد خدا انسان نيست كه دروغ گويد ( اعداد 23 : 19 )  براي همين خدا مي داند كه ما انسان دروغگو هستيم پس او روح خود را در ما مي گذارد تا ما را به جميع راستي ها هدايت نمايد ( يوحنا 16 : 13 )  .
چقدر غم انگيز است كه با داشتن روح او هنوز هم دروغ بگوييم .
قبل از اينكه ديگران را محكوم به دروغ كنيم ، خوب خواهد بود كه دروغهاي خود را در برابر خدا پهن نماييم .
سخن گفتن به حقيقت ما را كمك خواهد كرد كه كم كم از دروغ دوري جوييم .  
افسسيان 4 : 15     در محبت پيروي راستي نموده در هر چيز ترقي نماييم در او كه سر است يعني مسيح .
در ترقي و رشد روحاني ما است كه از گفتن دروغ پرهيز خواهيم كرد :
كولسيان 3 : 9 – 10     به يكديگر دروغ مگوييد چونكه انسانيت كهنه را با اعمالش از خود بيرون كرده ايد .  و تازه را پوشيده ايد كه به صورت خالق خويش تا به معرفت كامل تازه مي شود .
پشت سر هر دروغي ، شيطان قرار گرفته است كه به علت ترس ما از بيان حقيقت ، ما را تشويق به دروغ گويي مي نمايد .

دلايل دروغ گفتن :
حد القل 2 دليل براي دروغ گويي وجود دارد : 1 –  ترس .  2 –  غرور و تكبر
ترس دليل اول مي باشد . مي ترسيم زيرا از بيان حقيقت وحشت داريم . ما خود متوجه مي شويم كه مي ترسيم و جالب است كه مي دانيم داريم دروغ مي گوييم .
غرور و تكبر نيز عامل ديگري است .  به علت غرور مي خواهيم حتماً حرف ما به كرسي بشينه و براي همين هم مجبور به دروغ گفتن مي شويم .
چرا ما بر عيسي مسيح خداوند اعتماد داريم ؟ زيرا مي دانيم كه هرگز در او دروغ نيست .  عيسي خداوند مي خواهد كه ما شبيه او گرديم ، براي شبيه بودن به عيسي بايد همچون او راستگو باشيم .
در متي 15 : 18 – 20  متوجه مي شويم كه آنچه از دهان بر آيد از دل صادر مي گردد ، حال اگر دهان ما دروغ حرف مي زند معني آن اين است كه دل ما كه شامل قلب و احساسات و درون ما است ، از دروغ پُر است ، نتيجه آن اين است كه مسيح در آن قلب به صورت كامل ساكن نيست زيرا هر جا كه مسيح است انجا درستي و پاكي و آزادي است .